اولين روز سال جديدمون با يه دلخوري كوچولو شروع شد. جلوتر رفتيم و با يه اتفاقي كه اصلا انتظار رخ دادنش رو نداشتيم غافل گير شديم. جفتمون ناراحت بوديم، حوصله نداشتيم و داشتيم به اين فكر ميكرديم كه چقدر بد اولين روز سال جديدمون به خاطر چيزهاي بي ارزش خراب شد. بهم گفتي: " سالي كه نكوست از بهارش پيداست. روز اولش اينه، بقيه اش چي ميخواد باشه ".
من سرما خورده بودم. توو اولين عيد دوتاييمون اتفاقهاي بدي افتاده بود و ناراحت بودم، اما سعي داشتم با اين ضرب المثل مخالفت كنم و به آيندهمون اميدوار باشم. گفتم: " اين از اون ضرب المثلهاي الكيه. اولش هيچ ربطي به تهش نداره ". بعد هم خودمون خلاف اين ضرب المثل رو اثبات كرديم. اولين سفر لذتبخش دوتاييمون رو تجربه كرديم و فهميديم اگر خودمون بخوايم هيچ چيزي نميتونه شادي كنار هم بودن رو ازمون بگيره. هيچ چيز و هيچ كسي ...
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۱۹ توسط:ليلي موضوع:
مخدر تويي كه تا حرف ميزني
مهر و موم ميشود لبهايم
مشتاق ميشود گوشهايم
و بي قرار چشمهايم ...
مخدر تويي كه وقتي ھستي،
نشئه ميشود تمام ِ وجودم ...
پ.ن: حضرت عشق شايد باورت نشه ولي من به تو، به بودنت، به آغوشت معتادم ♡
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۱۹ توسط:ليلي موضوع:
از الان به بعد ديگه مهم نيست سال ۹۷ چطور گذشت، مهم اينه كه ۹۸ رو قراره چجوري بگذرونيم ..
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۱۸ توسط:ليلي موضوع:
سال ۹۷ هم گذشت... اگر بخوام بگم اين سال چه جوري گذشت، بايد اول از همه بگم مثل تمام روزهاي زندگيِ هر آدمي، مثل تمام سالهايي كه هر آدمي تو عمرش ميگذرونه، امسال من هم خاص و منحصر به فرد بوده. ۹۷ سالي بود كه با يه شكست بزرگ براي من شروع شد. شكستي كه فقط ۲۰ روز از وقوعش گذشته بود كه سال نو شد و من تصميم هاي جديدي گرفتم و زندگي جديدي رو شروع كردم. سالي كه به خودم قول دادم شكستم رو فراموش و البته جبران كنم. اگر بخوام به عوايد اين تصميم اشاره كنم، بايد بگم كه شش ماه اولش گيج بودم و سعي ميكردم هر راه و هر روشي رو امتحان كنم تا به خودباوري برسم. تا باور خدشه دار شدهي خودم رو ترميم كنم و به ريسماني براي نجات چنگ بزنم. نيمهي دوم سال اما اوضاع تغيير كرد. درس ها تبديل به تجربه شدن و من پخته تر شدم. تصميم گرفتم جور متفاوتي نسبت به ۲۴ سال گذشتهي عمرم زندگي كنم. ريسك كنم، راه هايي كه تا الان امتحان نميكردم و امتحانش برام شكستن خط قرمز ها بود رو تجربه كنم...
شايد باوركردني نباشه، اما تو تمام اين روزها كه اين تصميم رو گرفتم و بهش عمل كردم، بيشتر از زماني كه ريسك نميكردم و جسارت تجربه خيلي چيزها رو نداشتم، بيشتر از زماني كه خيلي شسته و رفته زندگي ميكردم و به خاطر حال دل مردم، حال خودم رو خراب ميكردم بهم خوش گذشته و لذت بردم. عاشق شدم. تو كارم شكست خوردم. گردش هاي چند روزهي دور از خانواده رفتم. وابستگي آزار دهندهاي كه به مادرم داشتم رو كمتر كردم. اهداف اضافهي زندگيم رو كنار گذاشتم و تصميم گرفتم براي دل خودم زندگي كنم. فكر ميكنم بزرگترين تصميمي كه تو اين سال گرفتم اين بوده كه بخاطر مردم زندگي نكنم و صرفا به فكر آرامش و رفاه خودم و اطرافيان خاصم باشم. ريسك پذير باشم و خلاف قواعد و قوانيني كه هميشه تو ذهنم وجود داشته و بال خلاقيتم رو چيده بود عمل كنم. قضاوت نكنم و كوته انديش نباشم ...
فكر مي كنم براي سال بعد چيزي كه بايد ياد بگيرم اينه كه بيشتر از زندگي لذت ببرم و بيشتر براي رسيدن به موفقيت تلاش كنم. بيشتر كتاب بخونم، بيشتر تو سينما فيلم تماشا كنم و بيشتر به سفر و گردش برم. بيشتر با آدم ها مهربون باشم و بهشون عشق بورزم. بيشتر به خودم ايمان داشته باشم و پاي تصميماتم بمونم. بيشتر عاشق باشم و در روابطم منعطف باشم. بيشتر تو جامعه حضور موثر پيدا كنم و براي هويت زنانه خودم ارزش قائل باشم. اخلاق گرا تر عمل كنم و براي رسيدن به اهدافم تلاش مثبت و درست داشته باشم. بايد بيشتر از هميشه زندگي كنم :)
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۱۷ توسط:ليلي موضوع:
تو زمان دلخوري زنگ ميزنم و ميگم: " نگرانتم " ، تو خودت ترجمه اش كن و بدون كه يعني " دوستت دارم " ....
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۱۶ توسط:ليلي موضوع:
اتفاقي كه فكر ميكردم هيچوقت رخ نميده، تو زماني كه منتظرش نبودم و دليلي هم براي رخ دادنش نميديدم رخ داد. اونقدر خودم رو براش آماده نكرده بودم و اونقدر خودم رو ازش دور ديده بودم كه هيچ عكس العملي براي اون لحظه نداشتم تا از خودم بروز بدم... فكر ميكنم رفته بودم تو فاز انكار! انگار هيچ چيزي تغيير نكرده و هيچ اتفاقي نيفتاده. مثل هميشه رو تختم نشستم، آهنگ شاد پلي كردم و با آهنگ همخوني كردم، با سگم بازي كردم، با مامانم صحبت كردم، چاي نوشيدم، اتاقم رو كه به خاطر خونه تكوني تغيير دكوراسيون داده بودم رو مرتب تر كردم. به گوشه شكسته ي تختم نگاه كردم و با چندتا لاك و مرواريد و صدف افتادم به جونش براي ترميم. داشتم به آيندهاي كه گمان ميكردم جور ديگهاي ميسازمش فكر ميكردم. به اينكه چقدر خودم تو اين دنيا مهمم و اينكه چقدر بايد به خودم تكيه كنم و جز خودم تكيه گاهي نيست. به خودم گفتم: " چيزي كه خراب بشه درست ميشه، درسته كه مثل روز اولش نميشه ولي در وضعيت جديد و شايد بهتري قرار بگيره. دل نيست كه بشكنه و هميشه تركش حرفها توش بمونه و كهنه بشه ". لاك سفيد و آبي رو برداشتم و يه درياي نه چندان قشنگ، قسمت انتهايي گوشهي شكستهي تختم كشيدم. چند تا مرواريد و صدف هم زدم تنگش... شايد خيلي بهتر از اين ميتونست در بياد اما مهم نبود كه چي ميشه. مهم اين بود كه ياد بگيرم همه چيز رو ميشه درست كرد، فقط صبر ميخواد و خواستن، حتي چيزهايي كه به نظر مي رسه خيلي خراب شده!
بعدش به خودم گفتم: " اگه دنيا تو دست ما زنها بود، شايد همهاش صلح بود... همش دوست داشتن بود. پر از لطافت و مرواريد و دريا و صدف و گل... پر از خنده و شادي و رنگ ... "
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۱۶ توسط:ليلي موضوع:
فكر كنم يكي از بهترين دعا هايي كه ميتونيم در حق آدمهاي اطرافمون بكنيم اينه: " الهي كه هيچوقت نخوره تو ذوقت " ...
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۱۴ توسط:ليلي موضوع:
از اون فيلم هاي (تقريبا) پايان خوش بود كه خيلي از ماها دوست داريم. به موضوع جالبي پرداخته بود، موضوعي كه شايد همهي ما از وجودش مطلع بوديم ولي خيلي راجع بهش آگاهي نداشتيم. بازيگر ها نقش خودشون رو به خوبي ايفا كردن. ريتم فيلم پيوسته نبود و يه جاهايي ارتباط مخاطب با فيلم قطع ميشد يه جاهايي هم بود كه مخاطب منتظر اتفاق هاي جديد ميشد... در كل بد نبود!
شايد خيليهامون حس اين عكس رو بفهميم. .
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۱۳ توسط:ليلي موضوع:
مناسب براي ۴ نفر
گوشت چرخ كرده ⬅ ۳۰۰ گرم
سيب زميني ⬅ ۵ ع
گوجه فرنگي ⬅ ۳ ع
هويج ⬅ ۱ ع.درشت
پياز ⬅ ۱ ع. درشت
سير ⬅ ۲ حبه
رب گوجه فرنگي ⬅ ۱.۵ ق.غ
آب نارنج يا آب ليمو ⬅ مقداري
فلفل دلمه ⬅ كمي
پياز و سير رو تفت ميديم. گوجه فرنگي، هويج، سيب زميني رو كه درشت خرد كرديم رو به اون اضافه و كمي تفت مي دهيم. بعد رب گوجه فرنگي رو اضافه ميكنيم و تا حدي تفت ميديم كه خاميش گرفته شه. ادويه ها را اضافه مي كنيم، آب اضافه ميكنيم و بعد از به جوش اومدن شعله رو كم تر ميكنيم. بعد از يك ربع گوشت چرخ كرده را كه با پياز و سير رنده شده و قلقلي كرده بوديم ودر روغن سرخ كرديم رو به مواد روي گاز اضافه ميكنيم. فلفل دلمه و آب ليمو رو هم اضافه ميكنيم و منتظر ميمونيم تا آماده شه :)
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۱۲ توسط:ليلي موضوع:
من بهترين قاليباف ِ جهانم،
آن گاه كه تارهاي ِ لبم
در مي آميزد
با پود هاي لبت
و خلق ميشود
خوش نقش ترين بوسه ي جهان ...
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۱۲ توسط:ليلي موضوع: