با ديدنش گريه كردم. دلم سوخت چون فكر ميكنم حال و روز خيلي از جوون ها همين جوريه. افكار و چارچوب هايي تو ذهنشون دارن كه توسط خودشون ساخته نشده، بلكه بخاطر محدوديت ها و فشار هاي خانواده ايجاد شده. بخاطر رفتارهاي نادرست والدين در ذهن فرزندان نشست كرده و روي تمام ابعاد زندگيشون تاثير گذاشته. چه زندگي هايي كه در سايه تفكرات اشتباه و تلقين شده و جاي گرفته در ضمير ناخودآگاه خراب شد ... چه آينده هايي تباه شد ...
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۱۱ توسط:ليلي موضوع:
اين همان تاوان شيرين من است (۲ پست قبل)
مناسب براي ۴ نفر
گوشت چرخ كرده ⬅ ۵۰۰ گرم
پياز ⬅ ۱ عدد متوسط
گوجه فرنگي ⬅ ۲ عدد
نمك و فلفل و زرد چوبه و ادويه ⬅ به مقدار لازم
رب گوجه فرنگي ⬅ ۱ ق.غ
آب نارنج ⬅ مقداري
سير ⬅ ۲ حبه
طرز تهيه
آب پياز رنده شده (ريز) رو كمي ميچلونيم و با گوشت چرخ كرده مخلوط ميكنيم. نمك و فلفل و زردچوبه و ادويه (من آويشن اضافه ميكنم) رو به همراه سير رنده شده اضافه مي كنيم و با دست به خوبي ورز ميديم.
كف تابه را كمي چرب ميكنيم. گوشت را كف تابه به ضخامت ۲ تا ۳ سانتي متر پهن ميكنيم. جوري كه ضخامت تمام قسمت ها يكسان باشد. بعد هم با انگشت يا قاشق كناره هاي گوشت رو از تابه جدا ميكنيم و ميذاريم با شعله ي كم بپزد. ( ميشه به حالت كتلت هم در آورد و سرخ كرد، فقط بايد تماما آب پياز كشيده شه )
در اين مرحله آب گوشت و پياز جدا ميشه، براي اين كه از وسط ترك نخوره با قاشق كناره هاي گوشت را از تابه جدا ميكنيم تا آزاد باشه.
يك طرف گوشت كه پخت، كباب را برش ميديم يا كامل بر ميگردونيم و ميذاريم تا طرف ديگه اون هم بپزد و آب گوشت كاملا خشك شه
بعد از آن روغن اضافه ميكنيم و دو طرف كباب رو سرخ ميكنيم.
هم ميتونيد با سس ساده ي رب گوجه فرنگي سرو كنيد، هم ميشه كنارش گوجه سرخ كنيد.
تهيه سس رب گوجه فرنگي:
رب رو با يك ليوان آب و مقداري آب نارنج و نمك و فلفل مخلوط ميكنيم و داخل كباب تابه اي ريخته و ميذاريم تا بپزد. حدود ۱۰ دقيقه :)
من هر وقت از گوجه فرنگي استفاده ميكنم، كنارش سس ديگه اي درست ميكنم:
مقدار كمي پياز رو خُرد ميكنم و سرخ ميكنم. زردچوبه رو به همراه سير رنده شده (۱_۲حبه) و كمي نمك اضافه ميكنم. گوجه فرنگي پوست كنده و نگيني رو اضافه ميكنم و ميذارم تا تفت بخوره. كمي رب و زعفران رو اضافه ميكنم، گوجه فرنگي رو با كف قاشق له ميكنم و ادويه مورد علاقهام رو ميزنم. وقتي به غلظت سس رسيد زيرش رو خاموش ميكنم. (فلفل دلمهاي هم خوشمزهاش ميكنه)
ميتونيد از فلفل كبابي، سيب زميني و هويج سرخ شده هم در كنار اين كباب استفاده كنيد
گوشتي كه براي كباب تابه اي استفاده ميكنيد بهتره كه مخلوطي از گوشت گوسفند و گوساله باشد
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۰۹ توسط:ليلي موضوع:
درگير عادت شده بودم. شايد به اشتباه حس كردم هميشگي و جاودانهايم. هم خودمون، هم عشق و احساس و دوست داشتني كه وسطه. يه روز با گله بهم گفتي: " ديگه از اون نگاههاي عاشقونهت وقتي حواسم نيست، خبري نيست ". راست ميگفتي. چرا يادم رفت ابراز دوست داشتنت رو؟ چرا يادم رفت كه دلم ميره براي چشمات؟ چرا فراموشكار شده بودم؟
امشب نگاهت كردم، مثل روزهاي اول... دلم غنج رفت برات. براي چشمات، براي قد بلندت. براي مردونگيت. نگاه كردي و لبخند زدي. لبخند زدم و دوباره يادم اومد كه چقدر دوستت دارم ❤
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۰۹ توسط:ليلي موضوع:
هركس به اندازه وسع خودش عذرخواهي ميكنه. يكي مثل تو آغوشش رو وا ميكنه و به اندازه چند دقيقه من رو در خودش غرق ميكنه، يكي هم مثل من غذاي مورد علاقه و هوسونهي تو رو درست ميكنه كه بفهمونه بهت كه چقدر مهمي. كه هر چقدر تو زندگي ناخوشي و تلخي باشه، باز هم عزيزي و دوست داشتني ....
بهت گفتم عذرخواهي كردن و دوست داشتن تاوان داره. ولي خودمونيم، كاش همهي تاوانها همينقدر شيرين باشن ♡
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۰۸ توسط:ليلي موضوع:
ده دوازده ساله كه بودم، سر يه موضوع خيلي بي اهميت با داداشم يه دعواي خيلي وحشتناك كردم. توي اون دعوا، داداشم من رو هل داد و شقيقهي سمت راستم خورد به ديوار و شقيقهي سمت چپم هم خورد به كمد. از حجم درد و ضربهاي كه بهم وارد شد، ترسيدم و شروع كردم به گريه. درد عجيبي تو سرم پيچيد. اون لحظه با تمام وجود دلم ميخواست اين ضربه اونقدر كاري باشه كه قبل از اينكه مامانم برگرده به خونه، فوت كنم و هميشه اين عذاب وجدان همراه برادرم باشه. هميشه اون لحظه آخر تو ذهنش باشه. هميشه شرمنده خودش و مامان و من باشه. ميدوني چرا؟ چون در اون لحظه خودم رو ضعيف ميديدم. توانايي دفاع كردن از خودم رو نداشتم. توانايي و قدرت حق خودم گرفتن رو نداشتم و فكر ميكردم بايد بميرم تا حقم با عذاب وجدان هميشگي از برادرم گرفته...
حالا بزرگ شدم و فكر ميكردم كه ديگه اون شيوهي منسوخ شدهي كودكي هرگز براي من تكرار نميشه. گاهي وقتا زماني كه يه مشكل برام پيش مياد و فشار زيادي روم هست و پاي آدم هاي عزيز زندگيم در ميانه، سرم رو به جايي تكيه ميدم، به روبرو نگاه ميكنم. اشك ميريزم ولي حرف نميزنم، دفاع نميكنم، دعوا راه نميندازم. فقط زماني كه حجم اندوه زيادي من رو در خودش ميبلعه، دعا ميكنم اون غم اونقدر كاري باشه كه قلبم از تپش بايسته. ديشب به اين گهگاهي ها كه كم تكرار شده ولي به هرحال تكرار شده فكر كردم. چقدر بد كه گاهي آزادي و رفاه و پيشرفت خودمون رو تو مرگ ميبينيم. چقدر بد كه گاهي غير منصفانه براي رفاه اطرافيانمون از حق خودمون زيادي ميگذريم و سكوت ميكنيم. چقدر بد كه درست دفاع كردن و جنگيدن براي حقوقمون رو بلد نيستيم.
به نظرم مهارت هاي زيادي تو دنيا هست كه بايد ياد بگيريم و يكي از اون ها درست دفاع كردن از حق و حقوقمونه كه شيوه هاي مختلفي داره.
شما چقدر اين مهارت رو در خودتون داريد؟
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۰۷ توسط:ليلي موضوع:
ولي باور كن بي تو آينده فلج ميشه ...
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۰۶ توسط:ليلي موضوع:
آدم بايد يكي رو داشته باشه كه ديوونگيها و هوسونههاش هم مثل خودش باشه. امامزاده هاشم بزنه كنار و يه آش رشتهي توپ بخوريد. آبعلي نگه داره و كنار هم دوغ آبعلي بخوريد. تو جادهي برفي بزنه كنار و يه چاي گرم بنوشيد. پا به پات تو ماشين بخونه و بزنه و برقصه.... يكي بايد باشه كه پا به پات ديوونگي كنه و كنارش خودِ خودِ واقعيت باشي :)
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۰۶ توسط:ليلي موضوع:
يه كم آزرده خاطر بوديم از شرايط، من كمتر و تو بيشتر . تو جاده بوديم و هوا هم داشت تاريك ميشد. بهم گفتي: " ۱۲ اسفند ۹۷ ديگه هيچوقت تو زندگيمون تكرار نميشه. بيا خرابش نكنيم و ازش لذت ببريم ". يه حرف ساده و كليشه اي بود، اما خب تو درست ميگفتي. مگه چند بار پيش مياد كه تو ۱۲ اسفند ۹۷، تو جادهي برفي، تو سياهي شب كنار هم باشيم و موزيكهاي عاشقونه بشنويم؟
بايد بيشتر از قبل، قدر دوست داشتنيهاي زندگيمون رو بدونيم. بايد جوري عشق بورزيم كه انگار امروز آخرين روز زندگيمونه. يه جوري نگاهشون كنيم كه انگار امروز اولين روز دلدادگيمونه .... بايد اين لحظه ها رو قدر دونست، بايد ...
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۰۵ توسط:ليلي موضوع:
گاھي ما زنھا نه از اونحرفھاي عاشقونهي آن چناني ميخوايم، نه فلان ديالوگ فلان فيلم تاپ ھاليوودي رو و نه حتي از اون بوسهھاي عاشقونهي روي كشتي تايتانيك و امثال اون رو .. گاھي وقتھا ما زنھا فقط يه آغوش گرم ميخوايم با بوسهاي آروم روي پيشوني و زمزمهاي عاشقانه كه بگه: "نگران چي ھستي؟ من كنارتم"
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۰۴ توسط:ليلي موضوع:
با اتفاقهاي نه چندان مباركي كه تو اسفند سالهاي پيش برام افتاده بود، فكر نميكردم كه اسفند امسال هم چنگي به دلم بزنه. اما اتفاقات خوب هميشه راه خودشون رو براي رخ دادن پيدا ميكنن ..
پ.ن: محرم شدنمون مباركمون باشه حضرتِ يار ❤
برچسب:
،
ادامه مطلب
بازدید:
+ نوشته شده:
۲ دى ۱۳۹۸ساعت:
۰۱:۱۹:۰۳ توسط:ليلي موضوع: